X
تبلیغات
رایتل

سرنوشت خشمگین The Fate of the Furious


No More Fast , No More Furious

...

برای بررسی برخی فیلمها خصوصا آثار اکشن و کمدی ، ممکنه این تصور وجود داشته باشه که نباید خیلی به اونها سخت گرفت و از اونها انتظارات زیاد و همه جانبه ای داشت ؛ قطعا سطح توقع متفاوت از آثار مختلف در ژانرهای متمایز ، کاملا درست و منطقیه اما وقتی کیفیت فیلم گاها از معمولی ترین حالت ممکن هم تنزل پیدا می کنه و گویی تمام عوامل در بخش هایی از فیلم یا مانند اینجا در تمام فیلم ، دچار فقدان شعور سینمایی می شن (شاید هم مخاطبینشون رو عاری از این ویژگی می دونن) اتفاقی مانند هشتمین قسمت سریع و خشن با نام سرنوشت خشمگین یا هر عنوان مضحک دیگه ای پیش میاد.

...

...

 اگه در قسمتهای قبلی با داستانی شاید پیش پاافتاده ، غیرمنطقی اما کم و بیش قابل قبول و گاها جذاب و سرگرم کننده طرف بودیم اما در این مورد ، مشکل از ضعف یا بی منطقی داستان نیست ؛ مشکل در اینجاست که علنا داستانی در کار نیست ؛ رخدادهایی پوچ و احمقانه در کنار هم شالوده ی از پیش ویران شده ی اثر رو تشکیل دادن و همین ایراد اساسی باعث شده که جذابیت های اصلی فیلم برخلاف سایر قسمت ها در بخش های فرعی اون قرار بگیره مانند تقابل گهگاه هابز و دکارد شاو ؛ اگرچه ماجراهای حاشیه ای کاراکتر دکارد شاو و تغییر و تحول این کاراکتر هم انقدر زیاده که بیش تر به نظر میاد هجویه ای بر کاراکتر خودش در قسمت قبل باشه یا  وقتی نوبت به مهم ترین سکانس یعنی اکشن پایانی در روسیه می رسه ، تکه پرانی و حرکات رومن پیرس از مجموع این سکانس جذاب تر و بهتره چراکه سکانس شدیدا غیرقابل باوره و دلیلی برای دنبال کردن اون و نگران کاراکترها شدن وجود نداره.

...

...

یکی از دلایل جذابیت همیشگی سری سریع و خشن ، سکانس های ماشین سواری بوده که از دلایل اصلی ساخت قسمت اول سریع و خشن و توامان یکی از دلایل موفقیتش بود. فارغ از میزان تغییر و تحولات پیش امده در این کیفیت سواری در طول این سالها  ، قسمت هشتم نه تنها یک قدم پا رو فراتر نگذاشته بلکه علنا به بیراهه ای پرت رفته. برخلاف سری های قبل که گاها شاهد توانایی های رانندگی و قدرت کاراکترها پشت ماشین بودیم و ارزش خاصی می شد برای اونها قائل شد ، در اینجا  از همون فصل افتتاحیه غیرمنطقی و اغراق شده باید حدس زد که مخاطب اینجا با اثری غیرمعمول طرفه و در بین تمام سکانسهای غیرجذاب ماشینی ،  شاید بی انصافی بشه سکانس چشمگیر و بزرگ حمله ماشین ها در نیویورک را نادیده بگیریم که مرز جلوه های بصری و جلوه های ویژه میدانی اون چندان مشخص نیست . ضعف شدید دیگه این قسمت که بازهم عدم جذابیت رو به همراه داره ، کاراکترهای ابرانسان اونه ؛ موجوداتی! که نه تنها در قامت پیاده ، هیچ انسانی رو یارای مبارزه با اونها نیست ، بلکه توانایی های اونها به طور خاص دامینیک تا حدیه که به هیچ وجهی نمی شه اونها رو متوقف کرد ؛ در صورتیکه در سینمای ابرقهرمانی امروز برخلاف این جریان عجیب و حاکم بر سریع و خشن ۸ ، حتی ابرقهرمان ها دچار شکست و ضعف های جسمانی می شن.

...

...

نگارش بیشتر در مورد سریع و خشن ۸ مثل تماشای دوباره اون  کاری عبثه . سریع و خشن ۸ برای تماشای یکباره ، معدود پلان ها و سکانس های قابل توجهی داره  اما برخلاف ادعای وین دیزل که عقیده داشت ، این قسمت جاه طلبانه ترین ، سرگرم کننده ترین و بهترین سواری در بین این مجموعه است  ، باید اضافه کنم که این قسمت قطعا احمقانه ترین و بدترین فیلم این مجموعه و در واقع نسخه کودک-نوجوانانه سریع و خشنه و به حدی به کیفیت نسبی این مجموعه و خصوصا کاراکتر اصلی یعنی دامینیک ضربه زد که به عنوان یکی از دنبال کننده های این مجموعه ترجیح می دم همچنان فکر کنم سریع و خشن هنوز همون ۷ قسمته و قسمت هشتمی در کار نیست .


در همین رابطه بخوانید:

سریع و خشن 5

سریع و خشن 6

سریع و خشن 7





بیرون برو Get Out

 

سطح توقع خود را پایین بیاورید!

*خطر لوث شدن داستان*

 

دلایل متعددی باعث افول برخی ژانرهای سینمایی در طول این سالها و حتی دهه های اخیر شده و از همین رو پیش اومده گاها فیلمهایی که به واقع چندان اثر شاخص و خوبی نیستن بیش از حد مورد توجه قرار بگیرن ، بیرون برو یکی از تازه ترین نمونه های این مورد به شمار می آید. اثری متوسط با چند ایده خوب و جذابیت های مقطعی که در حد یک اثر فوق العاده تریلر و توامان نوآورانه یاد می شه.

...

...

کلیشه های موجود درشروع داستان مانند زوج شاد ابتدای فیلم ، تصادف ناگهانی در جاده ، ملاقات با خانواده همسر و شروع اتفاقات عجیب ، سریعتر از اون چیزی که تصورش وجود داره در فیلم نمایش داده می شه ؛ گرچه وجه معمایی داستان در مورد خانواده آرمیتاژ ، سایر افراد و رخدادهایی که به طبع اون رخ می ده گاها هیجانی رو به اثر تزریق می کنه و مخاطب رو چشم انتظار سرانجام داستان می کنه اما متاسفانه این وجه معمایی ، قدرت و انسجام کافی رو نداره تا به تعلیقی بر سرتاسر فیلم تبدیل شه.

...

...

رابطه بین رز (دنیل کالویا)  و کریس (آلیسون ویلیامز) به عنوان یک رابطه عاشقانه باورپذیره و پرداخت مناسبی داره چراکه همین رابطه عاشقانه با چرخش فیلم ، اثرگذاریش رو افزایش می ده ولی از طرف دیگه ، مخاطب در طول فیلم قراره با کاراکتر کریس پیش بره و متاسفانه خود این کاراکتر فارغ از حضور مکمل در کنار رز و ماجرایی که در اون قرار گرفته ، جذابیت و کشش خاصی نداره و در این مابین ، سایر کاراکترها و دیالوگ ها هم به خودی خود و در لحظه تقریبا دچار همین ایراد هستن و بدون در نظر گرفتن هدف حضور اونها و برخی دیالوگ های رد و بدل شده خصوصا در مهمانی که بعدا دلایلش مشخص می شه ، باعث شده مخاطب با فیلمی طرف باشه که افت و خیز قابل توجهی در ریتم و کیفیت ماجراها داره.

...

...

احتمالا یکی از دلایل محبوبیت فیلم ، جریانات پیش اومده در انتهای اونه که تمام برگ های برنده رو یکجا برای بیننده به رخ می کشه اما وقتی این ایده داستانی ظاهرا تازه و به واقع عجیب و جذاب رو با فیلمی مثل "جان مالکوویچ بودن" مقایسه می کنیم ؛ عدم تازگی و فقدان عمق این ایده داستانی هم مشخص می شه و حتی روند اسلشرگونه پایانی هم بیشتر مخاطب رو از پای فیلم راضی بلند می کنه تا این که وجهه و ارزش خاصی به فیلم بخشیده باشه . به طور کلی بیرون برو با عنوان ایهام دارش و تمام ارجاعات و نکات ریز و درشت عموما فرامتنی که داره ، تلاشی صرفا قابل قبول از یک فیلمساز تازه کاره که شاید در آینده کارهای منسجم تر و جدی تری رو به مخاطبان عرضه کنه.

 


Boyka:Undisputed


یک مبارزه جذاب انسانی



ناجی گری مردان برای زنان چه در قامت پیرنگ اصلی و یا مکمل یکی از قدیمی ترین و محبوب ترین داستان ها از دیرباز بوده که توامان در داستان های کودکان و حتی آثار جدی سینما بروز پیدا کرده و بالطبع به دلیل همین محبوبیت گاها این موضوع با چاشنی اکشن هم روبه رو شده . حالا در چهارمین قسمت مجموعه شکست ناپذیر که بیش از هر چیزی من رو یاد فیلم بوسه اژدها محصول سال ۲۰۰۱ می اندازه ، مخاطب با همین طرح موضوعی تکراری طرفه اما لزوما بازگویی یک داستان اون هم بدون پیچیدگی و غافلگیری دلیل بر عدم جذابیت و ناامیدکننده بودن اون نیست چراکه در اینجا همین کاراکترهای پیش از این بارها تعریف شده و دیالوگ های ظاهرا معمولی و محدود ، برخلاف انتظار و در عین سادگی ، مخاطب رو درگیر می کنه.

...

...

 یوری بویکا  از کاراکتری که می تونست صرفا حضوری تیپیکال در حد یک قسمت از اثری معمولی بر پایه هنرهای رزمی داشته باشه مانند اونچه که در قسمت اول رخ داد ، به فراتر از اینها تبدیل شد چراکه شروع و تقابل جذابی برای اون در قسمت اول رقم خورد و به عنوان یک فرد قدرتمند با حرکات گاها فوق العاده معرفی شد و در ادامه از کاراکتر مکمل به کاراکتر اصلی ارتقا پیدا کرد و با تحولی که براش رقم خورد و افت و خیزهایی که در مبارزات داشت ، داستانش به خوبی ادامه پیدا کرد و حالا در این قسمت کم و بیش پخته شد.

...

...

در کنار این موارد ، ویژگی های اصلی سری شکست ناپذیر در نحوه نمایش مبارزات در قسمت های دوم و سوم علیرغم تعویض کارگردان به این قسمت هم منتقل شده و همونقدر که فیلم رو به سری های قبلی خودش وابسته کرده از بخش های پیشین به دلیل نوع طرح داستانی فاصله گرفته و حتی در این قسمت پیشرفت مبارزات جدا از وجهه پیروزی شخصی برای خود بویکا ، یک مفهوم بزرگ تر و ارزشمند تر رو یدک می کشه چراکه این ناجی گری جدا از کمک به آزادی یک نفر، تحولی در مسیر زندگی هر دو طرف و به طور کلی یک سیستم رو پدید می آره.

...

...

برخلاف قسمت های قبلی ، شکست ناپذیر ۴ حتی در خارج از رینگ مبارزه هم همچنان برای مخاطب جذاب و با اهمیته ؛ در این قسمت کاراکتر آلما (تئودورا دوهونیکوا) توام با ویژگی های هیجانی ، ویژگی متفاوتی رو تزریق کرده و نحوه رفتار ، صحبت و چهره اون تمام ملزومات پیش نیاز کاراکترش رو فراهم آورده و سکانس های مابین آلما و بویکا کاملا باورپذیر و مملو از احساسه بدون اینکه کلیشه ای به نظر بیاد و یا وجهی اغراق شده پیدا کنه و به شیوه ای معمول و مورد انتظار به پایان برسه.

...

...

تمام این ویژگی ها باعث شده برای نگارنده ای که قسمت های قبلی رو کم و بیش پسندیده ، این بخش چهارم فراتر از یک اثر اکشن معمول ، به فیلمی قابل قبول با اکشنی بسیار جذاب و درامی ظریف و ملموس تبدیل بشه.




آریا مووی - نقد فیلم



نقد و بررسی فیلم کوبو و دو ریسمان



بررسی اختصاصی و مختصر برخی آثار مهم سال 2016 (بخش اول)



بررسی اختصاصی و مختصر برخی آثار مهم سال 2016 (بخش دوم)




   1       2       3       4       5       ...       31    >>