X
تبلیغات
رایتل

Carnage کشتار


خنده ها محو می شوند

خشم ها اوج می گیرند

  کشتار حکمفرما می شود


 


اولین چیزی که با توجه به عنوان فیلم به نظر میاد کشتار فیزیکیه اما فیلم در واقع یه درام قوی با مایه های فوق العاده ی جامعه شناسانه و روان شناسانست .

با این که فیلم کلا در یک خونه ، تازه اون هم بیشتر صرفا در پذیراییش اتفاق می افته اما فیلمنامه دقیق و پر از دیالو گهای جدی و جذاب با کمک بازی های یک دست و زیرنظر کارگردانی ، فیلمبرداری و تدوین مثال زدنی، شما رو کاملا درگیر کار می کنه و نه تنها به ورطه ی تکرار و خسته کردن مخاطب می افته بلکه تازه همچنان سرپا وجذابه و اصلا انگار نه انگار که کاراکترها در تمام مدت فیلم ، در یک مکان ثابت هستن .

حضور دو کاراکتر پسر که صرفا در یک نمای خیلی دور در یک پارک ، درست لحظاتی بعد از تیتراژ آغازین و قبل از تیتراژ پایانی نشون داده می شه که هم علت دور هم جمع شدن این دو زوج و هم آغازگر فیلم و اتمام کننده ی فیلم هستن ، خیلی استادانست .

نوع روند فیلم ، صحبت های متمدنانه و آداب مآبانه ی دو زوج ( البته علی رغم بی توجهی های آلن ) تا رسیدن به بحران جدی دو زن و شوهر ، چه با زوج مقابلشون و چه با همسر خودشون که در واقع حدود یک ساعت از فیلم رو در بر می گیره فوق العاده جذابه و رسیدن کاراکترها از توافقات ظاهری به این همه تضاد درونی ، به شدت خوب کار شده ؛ بعد از اون یک ساعت ، در 15 دقیقه ی پایانی ، در واقع نوع دیگه ای از روابط شکل می گیره و یه لحظه مردها با هم ، هم دست می شن ، یه لحظه زن ها و لحظه ای دیگه دوباره به همدیگه توهین می کنن و یه جورایی همه سعی می کنن خودشون رو کاملا تخیله کنن .

خیلی مهم بود که بالاخره فیلم قراره چه جوری تموم بشه ، رومن پولانسکی و یاسمینا رضا (نویسنده ی ایرانی الاصل فرانسوی) بهترین سکانسی که می شد رو برای پایان فیلم انتخاب کردن ؛ سکانسی که نه تنها یه جورای طعنه آمیز طنزه بلکه به نوعی شروع جریانات نا تموم این زوج هاست .

البته فیلم دارای یک مشکل هم هست و اون هم اینه که امکان نداره زن و شوهری این همه سال با هم زندگی کنن و یه دفعه کارشون به اینجا بکشه و مطمئنا خیلی زودتر ، دست از این زندگی می کشیدن وگرنه با توجه به این همه میزان طلاق ، مطمئنا همچین اتفاقی برای رو شدن این همه مشکل و شکاف بعد از این همه سال ، بد جور غیر منطقیه . البته این مشکل که به خودی خود ایراد محسوب می شه ، در اینجا و با توجه به کلیت اثر ، اصلا اشکالی جدی محسوب نمیشه .

در واقع کشتار مثل یه کتاب تصویری و به شکلی کاملا گویا و در عین حال جذاب ، انبوهی از درس های روانشناسانه و جامعه شناسانه رو به طیف وسیعی از مخاطبین می ده ، چیزی که به شخصه تا به حال به این شکل تجربش نکرده بودم .

یکی از مهم ترین مشکلاتی که بعضی از منتقدین با فیلم داشتن به خاطر اقتباس از فضای تئاترگونه با توجه به نمایشنامه بودن منبع اصلی و فیلمبرداری در یک محیط بستست ، اون طور که میگن نمایش خدای کشتار ظاهرا خیلی قوی کار شده بوده و به لحاظ کیفی حتی شاید از این فیلم قوی تر باشه ( البته اگه مترهای این دو مدیوم رو یکی کنیم ) اما به نظرم پولانسکی به کمک همون نمایشنامه نویس ، خیلی خوب تونستن همون فضا رو به سینما تبدیل کنن و یکی از بهترین آثار 2011 رو بسازن .

بازی تمام بازیگرها حرف نداره اگر چه به شخصه کاراکتر آلن با بازی کریستف والتز رو به بقیه ترجیح می دم ، خیلی هوشمندانه و دقیق تمام ریزه کاریهای این کاراکتر رو درآورده بود، جودی فاستر هم تغییرات زیادی در طول فیلم انجام می ده و مخصوصا اواخر فیلم که فشارهای عصبی زیادی رو متحمل می شه . کیت وینسلت هم مثل همیشه بی نقصه ، جان سی ریلی در نقش مایکل با این که به لحاظ کلاس کاری شاید در حد سه بازیگر دیگه نباشه اما هیچ جا کم نمیاره و بازی عالی از خودش به نمایش می ذاره . البته با توجه به تقریبا هم سطح بودن بازی 4 بازیگر که به نوعی همشون نقش اصلی هستن واقعا نمی شد خیلی انتظار داشت که مثلاحتی یکی از این 4 نفر نامزد اسکار بشه .

در کل با این که نمی تونم این فیلم در کنار آثاری مثل درخت زندگی و یا پناه بگیر قرار بدم اما یکی از بهترین فیلمهای سال 2011 ، همین فیلم بود .