X
تبلیغات
رایتل

Hunger Games بازی های گرسنگی

 

نقد و بررسی فیلم  Hunger Games 

بازی های گرسنگی ( عطش مبارزه )


 

بازی های گرسنگی یکی از معروفترین ، ستایش شده ترین و پرفروش ترین فیلمهای2012  تا به اینجاست و با انتظارات نسبتا زیاد و حس این که می خوام یکی از بهترین های سال رو ببینم به دیدنش رفتم ، بازی های گرسنگی فیلم ناامیدکننده ای نیست  و می شه یه فیلم نوجوانانه متفاوت دونستش اما فاصله زیادی با یه اثرخوب داره .

شروع فیلم و نوع فضاها مخصوصا با حضور موفق جنیفر لارنس در نقش کتنیس ، کم و بیش مخاطب رو یاد فیلم زمستان استخوان سوز میندازه ، اگر چه در همون سکانس های ابتدایی فیلمساز برای اینکه مثلا فیلم خیلی خشک نشه و حس و حال هیجان جاری باشه ، از سبک دوربین رو دست در جای جایِ این سکانس ها استفاده کرده ؛ توقع بهتر و هیجانی تر شدن فیلم در ادامه ،  مخاطب رو حتی تا لحظه ی آخر درانتظار نگه می داره ولی جز در چند سکانس معدود ، به کیفیت لازم نمی تونه برسه ؛ در واقع طرح داستانی تقریبا خوبه اما این خوب بودن چندان به فیلمنامه سرایت نکرده .

نیمه اول فیلم روند معقول تری نسبت به نیمه ی دومش داره اما در این نیمه فقط یه سری اطلاعات کلی پیدا می کنیم ؛ یعنی علی رغم این که مدت زمان فیلم طولانیه اما اطلاعات فیلم در مورد مناطق مختلف ، حکومت مرکزی و شخصیت پردازی ها ، برای کسی قابل درک و ملموسه که قبلا کتاب خانم سوزان کالینز  رو خونده باشه .

یکی از موارد متفاوت و غیرکلیشه ای فیلم در نیمه ی دومش  ، نوع درگیری  و رقابت بین کاراکترهاست . به شخصه فکر می کردم کاراکترها قراره دو به دو با هم مبارزه کنن اما قرار گرفتن اونها در یک مرحله ی Survival ( مبارزه برای زنده موندن ) ، باعث جذابیت دو چندان این بخش شده و سکانس ابتدایی ورود به جنگل و درگیری دسته جمعی ، باز هم یکی دیگه از معدود سکانس های قابل قبول فیلمه اگر چه در کل این بخش ، فقط در ایده ی اولیه موفقه . البته نمیشه جذابیت فضای رخداد اتفاقات که تحت سیستمهای کامپیوتری و دارای قابلیت هرگونه تغییری در اشیاء و موجودات جنگل بود رو انکار کرد .

 

 


متاسفانه فیلمنامه نویسها در بخش مسابقه که نیمه ی دوم فیلم رو هم شامل می شه ، کمی زیادی بی قید و بند نوشتن چرا که می بایست زمان کمتر و مفید تری صرف می کردن و در عین حال علی رغم این که انتظار می رفت این بخش بتونه ، نبود هیجان لازم بخش های دیگه رو جبران کنه و قاعدتا باید از نیمه ی اول فیلم بهتر می شد اما باز هم خیلی چیز چشمگیری از آب درنیومده و چه بسا بارها از ریتم می افته  تا یه صحنه ی نیمچه اکشنی رخ بده ، البته رابطه ی تحمیلی بین کتنیس و پیتا (جاش هاچرسون) رو هم در نیم ساعت پایانی اضافه کنید که فراتر از فیلمهای معمول نوجوانانه نمی ره جز در بازی جنیفر لارنس ، مخصوصا احساسی که کتنیس پیدا می کنه ، گویی که سال ها عاشق و درگیر پیتا بوده  ؛ حتی دو تا پلانی که گِیل ( دورو رُی ) داره با حسرت و اندوه به نوعی عشق بازی این دو رو می بینه ، از پلان های اضافه فیلمه ، چونکه در ادامه هیچ تاثیری بر فیلم نمی ذاره و از این جور پلان ها ، زیاد می شه پیدا کرد .

سبک کارگردانی هم در حد یه کاره نوجوانانه خیلی خوب صورت گرفته اما این بخش  هم کم ایراد نداره ؛ در توجیه دوربین رو دستِ فیلم که یه جاهایی واقعا شدت پیدا می کنه ، کم تر شدن درجه ی رده بندی  ذکر شده و از طرفی خود کارگردان قصد داشته با توجه به اول شخص بودن فیلم از دید کتنیس به این شیوه کار کنه که با هیچ کدوم از این دلیل ها قابل اغماض نیست ، چرا که می تونست به جای این همه حرکت دوربین مخصوصا در اندک سکانس های هیجانی ، با ترفندهای زیرکانه و جذابتر به هدفش برسه ؛ از طرفی بازی های گرسنگی از ریتم خیلی یک دستی هم برخوردار نیست و حتی با وجود اینکه قرار بوده سکانس های درام خوبی هم داشته باشه ، اما درام فیلم فقط در اوایلش و در حدی که تو منطقه ی 12 و در واقع پیش از شروع جریان فیلم هستن ،  قابل قبول دراومده .

نمی شه با استناد به کتاب ، ضعف های کار رو پاسخگو بود ، به نظر من هر فیلمی در حدی که حرف برای گفتن داره ، اگه موفق تر عمل کنه بهتره ، به شخصه قسمت اول توایلایت ( علی رغم ادامه های ناامیدکننده ) رو به این فیلم ترجیح می دم . بازی های گرسنگی بیشتر شبیه ظرف بزرگی است که در ظاهر سعی کرده پر از چیزهای مختلف باشه اما واقعا خالی است ، حتی تفکرات ضدسیستمی که در چند تا پلان مخصوصا در اواخر کار ، یه نیمچه شورشی رو به وجود میاره هیچ عمقی نداره ؛ یعنی وجود این فضاهای متضاد ، اختلافات طبقاتی ، سوء استفاده از انسان ها ، قدرت رسانه ها و حتی گریم های اغراق آمیز ساکنان شهر مرکزی ، همه و همه اگر چه مخاطب رو در طول فیلم همراه می کنن اما کوچکترین تاثیری روش نمی ذارن چون همون طور که گفتم بازی های گرسنگی در سطح یه اثر نوجوانانه ، قابل قبول و کم و بیش جدی است ولی در واقع فیلمی غیرجدی ، غیرجذاب و کاملا متوسطه ؛ اگر چه مطمئنا  الان تهیه کننده هاش با توجه به فروش بالا و سه جلد بودن منبع ، از پایان فیلمشون بیشتر از هر کسی راضی هستن مخصوصا اینکه بازی های گرسنگی اولین فیلمی است که تونسته بدون اینکه توسط یکی از 6 کمپانی بزرگ هالیوود ساخته بشه بالای 400 میلیون دلار در آمریکا بفروشه ، البته به شخصه امیدوارم ادامش یعنی Catching Fire که در مرحله پیش تولیده مخصوصا با توجه به تعویض فیلمنامه نویس و کارگردانش ، اثر بهتری از آب دربیاد.