X
تبلیغات
رایتل

ParaNorman


برای اولین بار

نقد و بررسی فیلم 

ParaNorman   پارانورمن


 

شرکت لایکا بعد از کمک به تولید انیمیشن موفق عروس مردگان ، در سال 2009 انیمیشنی رو با نام کورالاین عرضه کرد که اثر فوق العاده ای هم از آب دراومد مخصوصا به لحاظ طراحی های صحنه از سطح کارهای استاپ موشن معمول خیلی جلوتر و خیره کننده تر بود . تقریبا از پارانورمن هم همچین انتظاری داشتم ، پارانورمن فیلم خوبیه و می شه به راحتی در لیست بهترین انیمیشن های سال قرارش داد اما به خوبی دو اثر ذکر شده مخصوصا کورالاین نیست .

پارانورمن شروع فوق العاده ای داره و آشنایی با فضاها و کاراکترها به خوبی صورت گرفته و در طول فیلم هم ، کاملا حس زنده بودن جاریه و ترکیب جلوه های کامپیوتری و فضاهای واقعی به استادی هرچه تمام تر اجرا شده اما اساس مشکل پارانورمن در روند فیلمنامشه . پارانورمن فقط در مورد پسری نیست که توانایی دیدن مرده ها رو داره اما به خیلی بیشتر از اون هم نمی رسه در واقع روندی که فیلم در نظر می گیره تا بتونه پیام های اصلیش رو بیان کنه مخصوصا از طریق نقطه عطفش ( فهمیدن داستان جادوگر و مرده ها )، چندان موثر از آب درنیومده و در عین حال کاراکتر اصلی فیلم ( نورمن ) در پایان به چیز خاصی نمی رسه چرا که اون از ابتدا خاص بود و فقط بقیه پی به ارزش اون بردن .

کاراکترها علی رغم شباهت هایی با تیپ های معمول ، اما خیلی بیشتر از یه تیپ ساده و کلیشه ای نشون می دن و اگر چه به لحاظ طراحی و ریزه کاریهای رفتاری هم به شدت دقیق و کارشدن و با اینکه می شه حتی برای اونها کم و بیش ما به ازای بیرونی هم پیدا کرد ولی جز نورمن ، هیچ کدوم در طول فیلم حرکت متفاوت و ویژه ای انجام نمی دن.

بین دقایق 35 تا 60 فیلم ، ما شاهد این هستیم که مرده ها از قبر بیرون میان و توی شهر می چرخن که اتفاقا 25 دقیقه ی هیجان انگیز و بامزه رو خلق می کنن مخصوصا سکانس خاصی که در انتهای تریلر هم وجود داشت ( مردی که در حال خرید خوراکیه و در عین حال مرده ها دارن به سراغش میان ) اما زمانی که این مرده ها ، داخل کتابخونه به نورمن می گن کاری باهاش ندارن و حرفشون رو می زنن ، این دقایق علی رغم تمام جذابیت ها ، بی خاصیت به نظر می رسه .

اما مشکل اصلی اینه که برعکس اثری مثل کورالاین که از سکانس ابتدایی تا انتهایی ، کل فیلم در یک جهت و با یک هدف مشخص جلو می رفت ، اینجا ، ما از ابتدای فیلم نورمن و خاص بودنش رو می بینیم اما دقیقا نمی دونیم فیلم به دنبال چیه و غافلگیری فیلم بیشتر از اونکه به تکمیل محتواییش کمک کنه ، به جذابیت روند فیلم و کمبود بخش احساسیش کمک کرده و ظاهرا عوامل فیلم بیشتر از اونکه به دنبال این باشن تا از طریق نورمن حرفهاشون رو بزنن ، تحت تاثیر این کاراکتر قرار گرفتن و فیلم بیشتر می خواد این کاراکتر فرای تمام عناصر فیلم باشه و تمام مقدمات فیلم بازهم برای اینه که خاص بودن نورمن رو بپذیریم و ببینیم اتفاقا این تفاوتش چه قدر برای بقیه موثره ، در حقیقت پارانورمن اگر چه حرف های پراکنده و جدی در چنته داره اما حرف اصلیش آنچنان که باید کارایی پیدا نمی کنه و بالطبع مخاطب رو تحت تاثیر قرار نمی ده.

داستان جادوگر و نوع تبدیل شدن یه سری از فضاها ، تا اندازه ای یاد آور فیلم سایلنت هیله البته اینجا ، در پایان اتفاقی کاملا متفاوت رخ می ده .

شوخی های کلامی و تصویری متعددی در طول فیلم وجود داره که در بیشتر موارد هوشمندانه کارشدن، البته در این بینابین یه سری دیالوگها ، رفتارها و مخصوصا یکی دو تا نما وجود داره که کلیت کار رو بیشتر غیرکودکانه می کنه .


در مجموع بیشتر از اونکه بشه حرف اصلی پارانورمن رو در گفتگوی دقایق پایانی بین نورمن و اَگی جستجو کرد ، باید در دیالوگ ها و رابطه ی کاراکترها پیدا کرد ، مطمئنا در نظر گرفتن نقاط ضعفی که اشاره شد باعث شده نتونیم پارانورمن رو تجربه ای شگرف بدونیم اما انقدر نقاط قوت وجود داره که نتونیم ازش صرف نظر کنیم .