X
تبلیغات
رایتل

End of Watch پایان شیفت


نقد و بررسی فیلم

          پایان شیفت      End Of Watch 




دیوید اِیِر David Ayer در طول فعالیتی که در این چند ساله داشته به شکلی ویژه روی داستان های پلیسی تمرکز کرده ، فیلم اول اون Harsh Times با بازی کریستین بیل ، تا قبل از همین فیلم پایان شیفت تنها فیلمی بود که ایر ، نویسندگی و کارگردانیش رو انجام داده بود ، فرمانروایان خیابان ، دومین فیلم اون ، به نسبت خوب بود اما جالبه که بدونید کار بعدی این فیلمساز با عنوان Ten که سال2014 با بازی آرنولد شوارتزنگر اکران می شه ، بازهم تم پلیسی داره اما این فیلم ، پایان شیفت ؛ نوع نگاه ایر در فیلم مورد بحث یکی از متفاوت ترین آثار پلیسیِ سال های اخیر رو رقم زده ، در واقع ایر از زاویه ای متفاوت و شخصی به دو مامور گشت ظاهرا معمولی و ماموریتهاشون نگاه می کنه .

شروع فیلم پایان شیفت ، نه تنها مخاطب رو در وهله ی اول جذب می کنه بلکه نوع دیالوگ و نوع سکانس تعقیب و گریز کاملا حس و حال تازگی و خلاقانه بودن رو در خودش داره اگر چه شاید بشه گفت این سکانس تعقیب و گریز کم وبیش حالت بازی ماشینی گرفته که نمای دوربین رو به داخل ماشین تغییر داده باشید .

قطعا مهم ترین نکته ی فیلم بعد از اون فصل آغازین ، فرمیه که ایر برای فیلمش استفاده کرده ، معمولا تو آثار دوربین رو دست یا دوربین فیلم از دید کاراکترهاست و یا دوربین در جایگاه همون دوربین سینمایی معمول قرار داره اما همراه با تکون ها و زوم های متداول ( یکی از نمونه های اخیر و موفق شیوه دوم فیلم زمینی دیگره ) اما پایان شیفت تصمیم گرفته از هر دوی این نوع سبک ها استفاده کنه که حداقل فیلم رو به لحاظ روایت کمی دچار مشکل می کنه ، در واقع ایر با اینکار هم سعی کرده فیلمش حس و حال طبیعی تری پیدا کنه و هم تا حدی کمبودهای فیلمنامش رو بپوشونه ولی متاسفانه حداقل در یک سوم ابتدایی این شیوه آزاردهنده شده و به شدت تو ذوق می زنه ؛ از طرفی وجود دوربین هندی کم در دستان برایان ، دوربین روی لباس اون و همکارش و حتی دوربین یکی از خلافکارها علی رغم اینکه باعث شده کارگردان هر زمان که می خواد با هر کدوم از اونها پلان های متفاوتی رو بگیره اما متاسفانه منطق قابل باوری پشت فیلمبرداری مداوم این کاراکترها وجود نداره و وجود مشکلاتی از این دست ، بیشتر فرم روایی فیلم رو زیر سوال می بره .

ایر که فیلمنامه هم نوشته ی خودشه علاوه بر این که بعد شخصی کاراکترها رو به ما نشون می ده و باعث شده کاراکترها ملموس تر و دوست داشتنی تر بشن ، مهم ترین دیالوگهاش رو در زمانی رو می کنه که برایان تیلور ( جیک گیلنهال ) و مایک زاوالا ( مایکل پینا ) در ماشین با هم صحبت می کنن که اتفاقا صحبت های خوبی در مورد عشق و ازدواج رد وبدل می شه مخصوصا جمله ای که مایک در مورد اهمیت و ارزش ازدواج می گه " ازدواج همیشگیه ، یه عهد در حضور خداست ، اگه می تونی بدون اون کسی که دوستش داری زندگی کنی ، پس مرد باش و فراموشش کن ، اونو دنبال خودت نکش " ؛ اگر چه شاید این دیالوگ ها در لحظه کاملا با فضای فیلم تطابق نداشته باشه اما تحت کلیت اثر ، سازگاری تناتنگی پیدا می کنه .

بیشتر فیلم به واسطه ی ماموریتهای برایان و مایک پیش می ره و در طول فیلم این ماموریتها ، یه جاهایی فیلم رو به سمتی می بره که کمی از انسجام یه اثر سینمایی دورش می کنه و کم و بیش شبیه یه سریال چند قسمتی می کنه که قراره در هر قسمت ماموریتهای تازه ای انجام بشه ، البته نوع فرم فیلم هم در ایجاد این حس کم اثرگذار نیست اما فیلمساز در ادامه ، با وجود رابطه ی تنگاتنگی که بین این دو پلیس و همسرانشون ایجاد می کنه ، پایان شیفت رو با هوشمندی تبدیل به یک اثر منسجم می کنه .

پایان شیفت اینبار برعکس فیلم قبلی ایر نه به فساد در پلیس بلکه به نشون دادن فساد در مناطق جنوب مرکزی لس آنجلس می پردازه و سعی شده با پیشرفت فیلم ، میزان فساد و تاثیرگذاریشون عمق بیشتری هم پیدا کنه ؛ البته تاثیرگذاریشون بیشتر به واسطه طبیعی بودن فضاها و ارتباطیه که در نهایت با دو کاراکتر اصلی پیدا می کنه تا خود اتفاق.

 



هر چه قدر هم که در طول فیلم از نوع فرم و یا حتی فیلمنامه ، آنچنان که باید راضی نشده باشید اما ایر برگ برنده ویژه ای برای اواخر فیلمش در نظر گرفته ، 15 دقیقه پایانی فیلم ( البته منهای سکانس پایانی ) به قدری نفسگیر و تاثیرگذار در اومده که نمی شه اثرگذاریش رو انکار کرد و در ادامش سکانس کلیسا که حداقل به شخصه من رو خیلی تحت تاثیر قرار داد ؛ در واقع ایر پایان بندی بی نظیر و حتی تا حدی بی رحمانه ای رو برای فیلمش در نظر می گیره و باعث می شه بتونیم فیلم رو با تمام نقاط مثبت و منفیش قابل قبول بدونیم و کلیتش رو دوست داشته باشیم ؛ اما معلوم نیست چرا تصمیم می گیره فیلم رو با اون دیالوگ ها تموم کنه که بیشتر برای یه کمدی سخیف مناسبه ، این که فیلسمازی بخواد تلخی فیلمش رو در پایان کم کنه ایرادی نداره اما شاید بشه گفت ایر، بدترین دیالوگ ها رو برای همین سکانس نهایی می ذاره .