American Hustle کلاهبرداری آمریکایی

ظاهری جذاب ، باطنی بی رمق



 دیوید.اُ.راسل که در این چندساله حسابی معروف شده ، فیلم تازش علی رغم پر زرق وبرق بودن ،  یکی از اون تجربه های سخت ساله ؛ چراکه به صورت مداوم تماشاکردنش کمی مشکل و خسته کنندست . برعکس مبارز The Fighter و تاحدی هم دفترچه ای با خطوط نقره ای Silver Linings Playbook ، فیلمنامه کلاهبرداری آمریکایی دچار مشکل جدیه و نامزدی و برنده شدن ها در جشنواره های متعدد ، باعث نمی شه این مشکل رو جدی نگرفت.

کاراکترها و داستان در فیلم کلاهبرداری آمریکایی ، نه جذابیت لازم رو پیدا می کنن و نه منطق درست و حسابی پشت ماجراها و حتی رفتار کاراکترها وجود داره ، همه چیز اتفاق می افته چون باید اتفاق بیفته بدون این که همراهی مخاطب خیلی مدنظر باشه . شاید بشه گفت جزء معدود نکات مثبت فیلمنامه ای که راسل و اِریک وارِن سینگر نوشتن ، صرفا 15 دقیقه اول و برگشت به سکانس ابتدایی و فلشبک های هوشمندانه باشه وگرنه تا پایان فیلم به واقع، نهایت پردازش و تاثیرگذاری کاراکترها در حدیه که سکانس های  بعضا جذابی رو رقم بزنن ؛ اگرچه در مورد کاراکترهای فرعی تر مثل شهردار کارماین پولیتو (جرمی رنر) به ندرت همون جذابیت های لحظه ای هم وجود داره و انقدر پردازش سطحی و دم دستیه که حتی می شه گفت کارکتر جرمی رنر توی فیلم ضعیفی مثل هانسل و گرتل ، جذابیت و باورپذیری بیشتری داشت و دقیقا همین کم بودنِ داستان و فقدان مفهومی خاص، باعث شده گاه و بیگاه فیلم خسته کننده بشه .

 در این بینابین ، تمهیداتی مثل پوشش ها و گریم نسبتا سنگین بازیگران وجه جذاب و متمایزی به اثر اضافه کرده؛ با این حال مواردی از قبیل اضافه وزن طبیعیِ کریستین بیل که در چندین نما تاکید ویژه ای روش هست و یا لباس های دو کاراکتر زن ، بیشتر موجب حواس پرتی های لحظه ای مخاطب می شه تا به جای اینکه در بطن داستان لازم باشه .



یکی از دستاوردهای مطرح سه فیلم اخیر راسل ، جمع کردن چندین ستاره بوده که اتفاقات خوبی هم رو برای بازیگرهاش پدید آورده اما این نکته مثبت در فیلمی مثل مبارز ،  در اینجا حالتی کم و بیش خودنمایانه به خودش گرفته و در مجموع برعکس مبارز که یکی از بهترین آثار سال 2010 و دفترچه ای باخطوط نقره ای که از آثار خوب 2012 بود، اثر جدید راسل میسر عقب گردی رو طی کرده و شایستگی بیشتر تعریف و تمجیدهایی که ازش شده رو نداره .